+ قشنگی لحظات

...

گذشتن زمان واس انتظار داره عادی میشه.دیگه لحظات آخر پر از اشک وتردید...یه وقتایی بجای عقربه های ساعت چشمای تورو میبینم وگاهی وقتا هیچی.
این دقیقه های آخر هر چی میخوام متنفر شم نمیشه شاید دوست داشتنت نمیذاره...
هم میخوام بشه هم میخوام نشه...هم میدونم هم نمیدونم...هم تو قلبمی هم نیستی...هم عاشقم هم متنفر...اینکه چقد از رفتنت میگذره مهم نیس!من فقط احساس میکنم گم شدم تواین لحظات آخر...قراره چی بشه؟
همه چی داشته باشی و انگار هیچی نداری!همه باشن وانگار هیچکی نیست!از یه طرف امید به قشنگی وصال ورویاهای جور واجور!از یه طرف ترس از نبودن و زندگی بی تو...!واقعا این لحظات لحظه های اتنظار وحشتناکه...هرچه قدرم نخوای به روت بیاری که دلت غوغاست.هر چه قدرم دم از بی خیالی بزنی ...!راهی نیست باید دلو زد به دریا...به آسمون...به دو....ر ترین نقطه ای که نمیشه دید...!

نویسنده : mahya ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دل شکسته

....


از وقتی رفتی نگاهم موند به در ودیوار. ذهنم به سوالایی فکر میکنه که هزار تا جواب بی رحم واس خودشون دارن.پنج روز از جدایی ما به اندازه ی سالها برام گذشت.انگار دنیا میخواد با عشقی که بهت دارم ذره ذره جونمو ازم بگیره.
دنیای پر ازدروغ و اشتباه من تنها حقیقت بی اشتباهی که داشت عشق پاک تو بود.پشیمونی زیاد داشتم ... اشتباه زیاد داشتم ...ولی تنها اطمینان فکر و قلبم عشق تو بود و...بس.
خدایا به بن بست خوردم همه ی درا بسته ست!همه ی راه ها تاریکن!میترسم.میترسم تو این ندونستنا گم شم.گوشام چیزی نمیشنوه.چشام هیچی نمیبینه.آسمون دلم فقط میباره.نمیدونم چیشد؟چرا رفت؟چرا تنها شدم؟صبرم کجا رفت؟تحملم؟این من نیستم...!خداایا خیلی خستم...انقدر که میخوام بخوابم وهیچوقت بیدار نشم.
شکستم...نه فقط قلبم...همه ی وجودم شکست و خرد شد...

نویسنده : mahya ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ انتظار

...

در آرزوی وصالت ثانیه ها را قدم زدم تا نکند لحظه ای به یادت نباشم.انقدر گریستم تا دریای نگاهم خشکید.تنهایی را با همه ی وجود در آغوش کشیدم چون بی تو بهنرین همدم روز های من است.
نگران عمق احساسم نباش! عشقم انقدر عمیق شده که دیگر به افسانه ی لیلی ومجنون وشیرین وفرهاد هم باید خندید.
انقدر میمانم ومیمانم که خداهم خسته شود و انتها را از عشقمان برگیرد.در جاده ی بی انتهای عشقت آنقدر مینشینم که زمین زیر پاهایت تو را به سمتم بکشاند از خروشم دریا در حسرت بماند واز اوجم آسمان هشتم هم بلرزد.
با همه ی ....!
بی اندازه دوستت دارم دنیای من.

نویسنده : mahya ; ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تقدیر

....

تقدیر یعنی سرآغاز بی پایان یعنی جاده ی بی انتها یعنی سکوت پر از هیاهو.میدانم و مدت زیادی ست که میدانم و درک میکنم.در اوج پریشانی لحظه های تنهاییم میدانم که در مقابل ثانیه به ثانیه ی نفس هایت هیچم!میدانم که در مقابل هر صدای قلبت مهر سکوتی هستم بر فریاد های عاشقامه ی دلم.میدانم که در مقابل طوفان وجودت نسیم سردی بیش نیستم.اما این را هم میدانم که در هر جای دنیا که باشم آسمان و هر آنچه در آن است مال من است.میدانم از آن هوایی استشمام میکنم که نفس تو در آن جریان دارد به آن خورشیدی مینگرم که نگاه تو در آن منعکس شده و خدایی که در قلب هر دویمان است.
اما هیچکاه دلیلی بر تقدیر نیافتم دلیلی بر بودنش وباختن در مقابلش!
تقدیر شروع سراغازیست که هیچ پایانی ندارد ونخواهد داشت به غیر ازتو!کاش میدانستی هر صبح به امید دیدارت چشم از هم میگشایم کاش میدانستی گام هایم را از پس عبورت بر میدارم کاش میدانستی که از بودن در کنارت هراسی دارم و از دوریت دردی.
داشتنت را بار دیگر در لیست آرزو های در انتظار تقدیرم مینویسم برای بار بی نهایت.
شاید روزی به پایان برسد این انتظار کشنده با بودنت یا رفتم...

نویسنده : mahya ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تقویم عشق

...

اینکه چند روز از رفتنت میگذره اصلا مهم نیست.من ازین خوشحالم که روزا میگذرن تا بلاخره اون روزی بیاد که تو کنارمی عشق من.خیلی انتظار قشنگه خصوصا وقتی ندونی منتظر چی هستی و فقط بدونی به  امید دیدن یه نفر زنده ای.

وقتی عاشقی دیگه حساب زمان از دستت میره.یعنی صبح که پا میشی منتظری تا....آخرشب که همه خوابن وتو به این امید سرتو رو بالشت میذاری که شاید صدای زنگ گوشیت بیدارت کنه.برات زمان معنی نداره.قشنگه نه؟
تقویم عشق من به تو هر روزش پر شده از خاطرات و یاد روزا ی با تو بودن.
دلم بدجور دلتنگته کاش بودی و میدیدی دارم میمیرم.
راستی خیلی دوست دارما.....!

نویسنده : mahya ; ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٢٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ قصه ی ناتموم

....

دنیای پراز فریاد من دوباره پر شد از سکوتی که انگار میخواد تمام دنیامو رو سرم خراب کنه.انگار فصل دوری قرار نیست تموم شه.
یبار دیگه برای هزارمین بار چشمامو بستم واز اول تقویم خاطراتمونو مرور کردم...چیشد؟اشتباه از من بود ؟از تو؟شاید از عشقمون
هر چی تو کوچه پس کوچه های فکرم میگردم راهی واس فرار وجود نداره.
وقتی از تو واز همه چی ناامید میشم رو به آسمون میکنم فقط نگاه میکنم به یه نقطه ی نا معلوم.چیکار کنم خدا؟برم؟بمونم؟
سفیدیه برفای زمستون داره بی رنگ میشه .رنگ دل تو.رنگ دل من.رنگ سکوتی که انگاری یه عمره مهری شده رو لبای هر دومون.
خستگی پرواز تو طوفان زندگی بال و پرمو شکست دیگه واس حرکت هیچی ندارم.عیبی داره!
نشستن  رو ماسه های سرد ساحل وخیره شدن به انتهای دریا اونجا که به آسمون وصل میشه و خلوت کردن با تنهایی خودم فکنم تنها راه فرار از خاطرات مبهم باشه.
راه ها یه طرفه شدن. کوچه ها بن بست. روزا تاریک. شبا بارونی.
واقعا باید چیکار کنم؟ خدا جون میشه بهم بگی چیکارکنم؟راهی هست؟

 

نویسنده : mahya ; ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ چقدر خوبه

دوباره خستگی نبودنت اومد سراغمو خوابو از چشام گرفت.دوباره آسمون چشام کویر نگاهمو بارونی کرد.دوباره تقویم خاطراتم دلتنگ شد و....
چه سکوت وحشتناکی داره صدام وقتی عکساتو میبینه و حرفی واس گفتن نداره. چه غم سنگینی جای خالیه سرتو رو شونه هام پر میکنه...وقتی که نیستی.
دوباره فریاد دوریت قلبمو از جا کند.دوباره و دوباره ...
چقد بده حرفایی تو دلت باشه نتونی بگی و به جرم نداشتن دل محکومت کنن!چقد بده ببینی و وانمود کنی به ندیدن بشنوی .و بگی که کری!چقد بده شبا تا صبح تو غمت شناور باشی صبح به همه بگی چه خواب قشنگی.چقدر بده به حکم عادت از عشق تبرعه ت کنن وقتی میدونی عاشقی و هیچ مدرکی هم نداری.
آی خدا جون چقد بده از درد بمیری ویه کلمه آخ نگی!چقد بده قهقهه ی خنده ت تاآسمون بره وقلبت دو دستی بغضتو خفه کنه.وای خدا جون چقد بده بدونی دردت چیه و ندونی!
چقدر خوبه هیچکی بغیره خدا درکت نکنه.چقدر خوبه با یه درصد امید زنده باشی.چقدرخوبه توهفت آسمون یه خدا داشته باشی و ماهشو.چقدر خوبه دل ببازی به دنیای خوبی و مهربونی.چقدر خوبه که بدونی بلاخره میاد.چقدر خوب وقشنگه بعضی وقتا نوازش دستای خدارو رو سرت احساس کنی با همه ی وجودت!چقدر خوبه داراییت یه خدا باشه و پشتت گرم و آروم باشه به خوبیاشو بزرگیش.
چقدر همه چی خوبه وقتی عاشقی...
چقدر خوبه که عاشقتم.

 

نویسنده : mahya ; ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ باران دلتنگی.

....
باور نبودنت ثانیه به ثانیه تنهایییم را میفریبد تا نفهمم به یک لحظه بودنت محتاجم.
در هر جای دنیا که هستی خوش باش وبخند بی من ویاد من.باور کن عشق من یه لحظه لبخندت به دنیای من می ارزد.باور کن آرامش نگاهت به سالها نگریستن به نگاه های غیر تو می ارزد.باور کن نبودنت یک ثانیه تردید رفتنت را به دلم راه نمیدهد.عشق من با دنیای بی تو زنده ام اما به پاک ترین عشق ها قسم بی تو دنیایی ندارم...رفنتن پاییز و غم های عاشقانه و شیرینش باز هم باران دلتنگی را آزاد کرد تا نم نم صدایش بغض تنهایی مرا بی صدا کند.عاشقانه انتظار دیدارت را میکشم....دوستت دارم...

نویسنده : mahya ; ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دنیای بی تو

...
سلام دنیای پراز آرزوی من.امیدوارم همونقدر که من از دوریت عذاب میکشم وداغونم هزار برابرش شادوخوشبخت باشی.
زندگی من کجایی؟آرومی؟نکنه دلواپسی ندیدن ونرسیدن اذیتت کنه؟نکنه خستگی تنهایی بی خوابت کنه؟نکنه ترس از روشنی آفتاب چشماتو رو به مهتاب خیس کنه؟قربون چشای آرومت که هر ثانیه دیدنش برام یه دنیا آرامشه.
این غصه ها دلواپسی ها وهراس ها واس منه نه تو عشق من.فدای صدای پر از حرارت بودن و دوس داشتنت.دلم گرفته زندگی من.دنیای بدون نگات خیلی تاریکه!دنیای بدون دستات پر از ترس از گم شدن میون دستایی که میخوان بزور حرکتم بدن.دنیای بدون بودنت وجود نذاره عشق من.مهم دیدنت نیس مهم بودنته.

نویسنده : mahya ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک