...

در آرزوی وصالت ثانیه ها را قدم زدم تا نکند لحظه ای به یادت نباشم.انقدر گریستم تا دریای نگاهم خشکید.تنهایی را با همه ی وجود در آغوش کشیدم چون بی تو بهنرین همدم روز های من است.
نگران عمق احساسم نباش! عشقم انقدر عمیق شده که دیگر به افسانه ی لیلی ومجنون وشیرین وفرهاد هم باید خندید.
انقدر میمانم ومیمانم که خداهم خسته شود و انتها را از عشقمان برگیرد.در جاده ی بی انتهای عشقت آنقدر مینشینم که زمین زیر پاهایت تو را به سمتم بکشاند از خروشم دریا در حسرت بماند واز اوجم آسمان هشتم هم بلرزد.
با همه ی ....!
بی اندازه دوستت دارم دنیای من.